|
60 - زبردستى امام باقر (عليه السلام ) در تيراندازى
روشنگرى و افشاگريهاى امام باقر (عليه السلام ) در حجاز بر ضد حكومت جبار اموى باعث
شد كه آن حضرت را با فرزندش امام صادق (عليه السلام ) از مدينه به شام تبعيد كردند.
امام صادق (عليه السلام ) گويد: هشام بن عبدالملك (دهمين خليفه اموى ) تا سه روز
اجازه ورود به نزدش نداد، بعد از سه روز ما را وارد كاخ خود كردند، هشام بر تخت
نشسته بود، و درباريان به تيراندازى و هدف گيرى سرگرم بودند.
هشام پدرم را با نام صدا كرد و گفت : با بزرگان قبيله ات تيراندازى كن پدرم فرمود:
من پير شده ام و تيراندازى از من گذشته است عذرم را بپذير.
هشام اصرار كرد و سوگند داد كه حتما بايد اين كار را بكنى و به پيرمردى از بنى اميه
گفت : كمانت را به او بده ، او كمانش را به پدرم داد، پدرم تيرى به زه نهاد و پرتاب
كرد، نخستين تير درست در وسط هدف نشست ، دومى بر پيكان تير اول فرود آمد، سومى در
پيكان تير دوم فرود آمد تا تير هشتم بر پيكان تير هفتم فرود آمد.
فرياد حاضران از تعجب بلند شد، هشام بى قرار گرديد، هماندم هشام تصميم قتل پدرم را
گرفت ، پدرم خشمگين شد، هشام دريافت كه به پدرم اهانت شده ، برخاست پردم را احترام
كرد و بر تخت نشاند، و با پدرم به گفتگو نشست ، در ضمن گفت : آفرين بر تو اين
تيراندازى را از چه كسى آموخته اى ؟.
پدرم فرمود: مى دانى كه مردم مدينه گاهى تيراندازى مى كنند، من هم در جوانى مدتى
اين كار را كرده ام و بعد ترك كردم ، تا حال كه از من خواستى تيراندازى كنم ، بجا
آوردم .
هشام گفت : تاكنون تيراندازى به اين زبردستى نديده بودم ، آيا فرزندت جعفر صادق نيز
مى تواند چنين كند، فرمود: ما كمال و تمام را از همديگر به ارث مى بريم ... گفتگو
به دارازا كشيد، سرانجام هشام ساكت ماند و امام از دربار خارج شد.
(85)
از سخنان امام باقر (عليه السلام ) است :
الياس مما فى ائدى الناس عز المومن : نااميدى از آنچه در دست مردم است ، براى مؤ
من ، مايه عزت است .
(86)
|